|
از خط کشی خیابان بگذر... دقت کن! این آخرین قرار میان نگاه من و نیاز توست!
هر سال خدا ده روز مانده به شروع تابستان (همان بیست و یکمین روز آخرین ماه بهار را میگویم!) سی دقیقه که از ساعت نه شب گذشت، به پارک پرت کنار بزرگراه می آیم باران که سهل است آجرهم اگراز ابرها ببارد آنجا خواهم ماند نشانی که نا آشنا نیست؟ + نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387 16:21 توسط الی |
|