|
سلام ای طلوع سحر گاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه ی عاشقانه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را می سپارم به دامان دریا تورا می سپارم به رویا فردا به شب می سپارم تا نسوزد به دل می سپارم تا نمیرد عزیزم،آروزی بهترین ها رو برات دارم. چه کنیم که روزگار با ما نساخت پس ما باید باهاش بسازیم. چه باید مسخره ای! لعنت به این دنیای مسخره... + نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386 16:59 توسط الی |
|